|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم "فرزند كمتر،زندگي بهتر و آرامتر"،"فرزند كمتر،بهداشت بيشتر"،"يك يا دو فرزند كافيست" اينها شعار هايي هستند كه امروزه شديدا از بوقهاي وابسته به صهيونيسم خارج ميشوند و متاسفانه تاثير فوق العاده اي بر مردم ما گذارده اند.استدلالشان هم ممكن است اين باشد:شخصي كه فقط يك يا دو فرزند دارد بهتر و بيشتر ميتواند به تحصيل ،حمل و نقل،خوراك و پوشاك آنان برسد ودر اجراي اين اوامر به از لحاظ مالي و روحي فشار چنداني وارد نمي آيد؛ نه هنگام تحصيل درمدرسه ،نه هنگام قبولي در دانشگاه،نه هنگام ازدواج و نه هيچ وقت ديگر او متحمل هزينه هاي سنگين نخواهد شد.مثلا از مدتها قبل پولي پس انداز كرده و حالا كه فرزندش ميخواهد ازدواج كند،قصد دارد در مراسم عروسي با صرف اين پول سنگ تمام بگذارد و دهان همه را ببندد.در صورتيكه اگر فرزند دوم يا سومي داشته باشدمجبور ميشود درصد قابل توجهي از آن پول را صرف تر و خشك كردن آن فرزند اضافه(!!!!!!!!)بكند و بالطبع نميتواند در مراسم ازدواج فرزندش آنگونه كه دلش ميخواهد بريز و بپاش كند. روشهاي جلو گيري از بارداري هم ماشاء الله هر روز بهترو مطمئنتر از ديروز ميگردد تا نوكران صهيونيسم خاطر جمع شوند كه اين" نسل كشي خاموش"آنها نتيجه مطلوب را ميدهد.دوستي ميگفت پارسال ما هفده ميليون محصل داشتيم اما امسال 14 ميليون نفر شده است يعني حد اقل3 ميليون نفركه قرار بود به شيعيان امير المؤمنين علي ابن ابيطالب-روحي له الفداء-اضافه شود بخاطر اين طرز تفكر صهيونيستي زوجها،انجام نپذيرفت. لابد چند سال ديگر هم ميگويند:"اصلا بچه ديگر چيست؟چرا خلوت زندگي مان را با ورود يك غريبه(!!!!!)به هم بزنيم،باغ پر از آرامش را به يك باغچه شلوغ پلوغ تبديل كنيم و يك سربار به انسانهاي اين شهر در حال انفجار اضافه نماييم؟ما كه حقوقمان بزور كفاف دو نفرمان را ميدهد،آپارتمانمان از پنجاه متر تجاوز نميكند،همسايه ها و اقوام با خانواده هاي مزاحم دار (!!!!!!)رفت و آمد نميكنند و ما عملا از طرف همه طرد و محكوم به انزوا ميشويم،اسممان در همه جا بد ميشود ،هيچ كس كارمان را راه نمي اندازد وهزاران مصيبت ديگر با ورود يك بچه به زندگي مان حاصل ميشود.پس از ابتدا بچه دار نشويم تا از بوجود آمدن چنين مشكلاتي ممانعت كنيم." خوانديد؟جالب است بدانيد كه اين نوكران صهيونيسم پا را فراتر گذاشته و براي توجيه اين حرفشان به حديثي ازرسول اكرم-صلي الله عليه و آله و سلم-استناد كردهاند بدين شرح:"كمي اعضاي خانواده يكي ازدو عامل راحتي است"(بحار الانوار ج10 ص98)اين حديث را يا بدين گونه ميتوان توضيح داد كه اساسا دين و دستورات آن دغدغه اين را ندارند كه براي بندگان خدا راحتي ظاهري و باصطلاح "بي خيالي"فراهم كنند .مثلا در يكي از احاديث بعد از اينكه فرمود كمي اعضاي خانواده يكي از دو عامل راحتي است(شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج18 ص339شماره127) ،بعد از آن ميفرمايد عامل ديگر راحتي كمي مال است ؛براي نمونه شما برويد يك خانواده ثروتمند و نحوه زندگي و مشكلات آنان را از نزديك ببينيد ؛سپس به يك خانواده فقير سرزده و مشكلات و نحوه زندگي آنان را ببينيد ؛خواهيد ديد بدبختيها ،دعواها،سكته هاو طلاقها در خانواده هاي ثروتمند بمراتب از خانواده هاي فقيربيشتر است .بعبارت روشنتر دغدغه نداشتن پول و اينكه من چگونه خرج خانواده ام را دربياورم يا اينكه اين بچه كفش ميخواهد و آن بچه پول اردو ميخواهد و زن طلا ميخواهد و امثال اينها ،خيلي قابل تحملتر از اينستكه من دغدغه اين را داشته باشم كه خدايا جنس من در انبار آتش نگيرد و شاگردم دخل مغازه را خالي نكند و دزد به انبار نزند وپسرم كه با دوستانش رفته ميهماني گند نزند و......... اما ما در شرع مقدس رواياتي داريم كه بسيار تاكيد بر تجارت و خريد و فروش نموده اند()و در تعارض با آن راحتي مذكور در روايت هستند ؛چون كسيكه مالش كم است نميتواند تجارت كند ؛ببينيد يك روايت گفته اگر مالت كم باشد راحتي ؛ديگري فرموده حتما تجارتهاي حلال بنماييد و خرج خانواده تان را بپردازيد؛از طرفي ما ميبينيم كه با مال كم عملا تجارت ممكن نيست؛پس اين برداشت را مي نماييم كه دين مقدس اسلام دنبال اين نيست كه راحتي و بيخيالي براي ما تامين كند بلكه ميخواهد ما را به كار درست و صحيح رهنمون نمايد حال انجام اين كار صحيح آسان باشد يا سخت ،سكته بدنبال داشته باشد يا نه مهم نيست. كمتر بچه دار شدن هم از اين باب است ؛تر و خشك كردن يك يا دو فرزند خيلي از نگه داشتن پنج فرزند راحتتر است اما از آنجا كه عرض شد دين بدنبال تامين راحتي نيست پس ما با صرف فرمودن اين حديث نميتوانيم بگوييم كه كمتر بچه دار شدن مطلوب شرع است بلكه بايد بدنبال حديثي بگرديم كه صراحتا بفرمايد آقا كمتر بچه دار شويد.كه ما نه تنها حديثي بر تاييد اين مطلب نداريم بلكه احاديث بسياري بر مخالفت با آن داريم كما اينكه ذكرخواهد شد.حتي اگر قبول كنيم كه اين راحتي مطلوب شرع است و شرع دوست دارد تا ما كمتر بچه دار شده تا آسوده تر زندگي كنيم،باز ميگوييم لحن احاديث مخالف قويتر است چون سخن از روز قيامت بر زبان آورده و احاديثي كه بر وجود راحتي توصيه ميكنند "موقت"است و در موقعيتي فرموده شده كه نميشد بيش از يك يا دو بچه را نگاه داشت مثلا ايشان با شهرطاعون زده اي مواجه شدند و به اهالي آنجا فرمودند بهتر است كمتر بچه دار شويد تا كمتر شاهد پرپرشدن فرزندانتان گرديد و هم اينكه يك يا دو فرزند رابهتر ميتوان برداشت و از دست طاعون و طاعونيان نجات يافت . دليل ما بر اين توجيه، حديث ديگري از آن بزرگوار است كه دقيقا در معني متضاد با آن حديث اول قرار دارد و هر كس حديث شناس باشد اين حديث را بر ديگري تر جيح خواهد داد:"ازدواج كنيد ،بچه دار شويد تا من به شما در روز قيامت افتخار كنم"،"من به امتم در روز قيامت افتخار ميكنم حتي به جنين سقط شده"(عوالي اللالي ج1 ص259 ج2 ص125 و261 ج3 286 و 287 كافي ج5 ص333و334 تهذيب ج7 ص400 وسائل الشيعه ج30 ص54 و 55) من شما را جاي ديگر ميبرم:آيا در صبح سرد زمستان ،خوابیدن زير لحاف گرم ونرم ودر كنار بخاري" راحت تر" است يا بزور بيدار شدن و با آب سرد وضو گرفتن و نماز خواندن ؟ آيا در منزل"ور دل خانواده" ماندن"راحت تر" است يا به جبهه رفتن؟آيا ناهار خوردن "راحت تر"است يا روزه گرفتن؟آيا پول خرج كردن و خوش گذراني "راحت تر "است يا خمس و زكات دادن؟آيا باز هم ميگوييد آن راحتي كه از كمي فرزند ناشي ميشود مطلوب خداست؟ علاوه بر اين ،روايت فرموده كمي"اعضاي خانواده"عامل راحتي است و اين اعم از فرزند است ؛كه شامل كنيز و زن و مادر زن و والدين و امثال اينهاست و هيچكس نميتواند بگويد منظور فقط فرزند است . اين از حديثي كه نوكران صهيو نيسم براي توجيه "نسل كشي خاموش"بيان كردند . حال به سراغ موارد اجتماعي ميرويم:اگر بتوانيد يك روان شناس كه تحت تبليغات سوء اينان قرار نگرفته باشد بيابيد-كه البته كار سختي است-و از او نيز نظر بخواهيد،او نه تنها خواهد گفت كه خانواده اي كه پنج فرزند دارند بمراتب شادتر و خوشبخت تر از خانواده تك فرزندي است،بلكه اين مطلب را هم خاطر نشان خواهد ساخت كه بيشتر فسادهاي انسان-اعم از فردي و اجتماعي-از خانواده هايي بر ميخيزد كه يك فرزند دارند!!!!!! اما از لحاظ خرج ،اين حرفي كه من ميزنم فقط بدرد با ايمانها ميخورد نه بدرد آنهاييكه بويي از ايمان نبرده اند. خداوندمتعال با تولد فرزند پسر به خانواده اي ،خرجي آنرا عطا ميكند و با تولد فرزند دختر ،بيشتر هم عطا ميكند. بعنوان مثال ؛برويد از يكي از همين هايي كه از زيادي عائله و كمي درآمد نالان است بپرسيد ،او خواهد گفت كه "بله زندگي بد بختي دارد،خرج دارد،فلان دارد و...حالا درست است كه بعد از آن بچه آخريه توانستيم يك قطعه زمين در فلان جا بخريم،يخچالمان را عوض كنيم،فلان كنيم،بهمان كنيم و... اما زندگي باز هم بد بختي دارد" ببينيد در كمال نامردي تمام نعمتهايي كه با ورود فرزند آخري به خانواده او عطا شده است را ميشمرد.اما باز هم مينالد .معلوم است خداوند هر چقدر به اين آقا لطف كند باز هم دو قورت و نيمش باقيست.پس اين انسانها چه يك فرزند داشته باشند چه ده تا باز هم انسانهاي ناشكري هستند. اما از لحاظ تربيت ؛از شما خواننده گرامي ميپرسم:آيا كسي كه توانسته است يك فرزند سالم و مفيد به جامعه تحويل دهد،آيا نميتواند پنج تاي ديگر هم تحويل جامعه دهد؟و آيا كسي كه عرضه تربيت يك فرزند را ندارد،همان يكي هم براي او زياد نيست؟ وقتي شخصي خودش را مي يابد و ميبيند كه علاوه بر پدر و مادر ،سه-چهار تا خواهر و برادربزرگتر از خود هم دارد،خود را بيشتر تحت نظارت مي بيند تا فرزند اول و دوم ؛بنا بر اين بيشتر مراقب رفتار هاي خود خواهد بود .از آن طرف فرزندان اول هم چون مي بينند كه براي چند نفر"الگو"قرار گرفته او هم مراقب رفتار هاي خود خواهد بود.اين تناسب زيبا را مشاهده ميكنيد؟آيا "تك فرزند"از چنين مراقبتي بر رفتار هاي خود برخوردار است؟ در قسمت بعدي باز به نقد و بررسي اين پديده عجيب و غريب اجتماعي ؛كه اخيرا "نشانه تمدن"هم شده است،يعني "كم فرزندي"ميپردازيم. نظرات شما عزيزان را به گرمي پذيرا هستم.اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلك و العن اعدائهم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 22:32 توسط م.ج.م.ن
|
|
||