تبليغاتX
یا امام رضا - غرب2
اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند جان به قربان تو مولا که حج فقرایی

بسم الله الرحمن الرحيم                                    

اخيرا به دست من يك سي دي رسيد تحت عنوان "معجزه آب!!!!!!!"كه در آن يك استاد دانشگاه اصفهاني آمده تحقيقات يك پرو فسور  ژاپني را به دانشجويانش نشان داده كه از اين قرار است: آمده روي يك ليوان نوشته "مادر" يا "دوستت دارم"يا "روح"يا چند تا كلمۀ خوشگل ديگر بعد آمده با ميكروسكوپ يا با هر وسيله ديگر مولكولهاي آب را نگاه كرده ديده آن مولكولها و آن بلور هاي آب خوشگل شده اند!!!!!!!

و بعد آمده روي يك ليوان نوشته "شيطان"يا "از تو بدم ميآد"يا چند تا فحش و بد و بيراه ديگر و ديده كه مولكولها و بلور هاي آب خيلي زشت و بد تركيب شده اند.

بعد آمده اند گفته اند كه زيباترين حالتي كه از بلور هاي آب مشاهده شده موقعي است كه قرآن بر آن تلاوت ميشده است.

ميگويند يك روز ملا نصر الدين آمد از همسايه اش يك ديگ امانت گرفت و بعد از مدتي همراه آن ديگ يك ديگ كوچك هم به همسايه پس داد.همسايه پرسيد:اين ديگر چيست؟ ملا گفت:اين ديگ شما را وقتي به منزل خود بردم حامله بود حالا هم بچه اش را به دنيا آورده اين هم بچه اش.

همسايۀ از همه جا بيخبر ديگ و بچه ديگ را با خوشحالي و در حالي كه در دلش خاك بر سر ملا ميريخت گرفت و دفعه دوم هم كه ملا آن ديگ را امانت خواست با كمال ميل داد .

اما ماهها گذشت و خبري از ديگ نشد يك روز كه ديگر كاسه صبر همسايه لبريز شده بود رفت و ديگ را از ملا خواست .ملا هم با كمال پررويي گفت:ديگ شما باز هم حامله بود و اين دفعه كه خواست بچه اش را به دنيا بياورد طاقت نياورد و سر زا مرد!!!!

آن همسايه مجبور است كه اين حرف ملا –مبني بر مردن ديگ-را بپذيرد چون حرف اول او را –مبني بر بچه زا بودن ديگ-پذيرفته بود.

اميد وارم كه منظور مرا فهميده باشيد

امروز مي آيند ميگويند ما كلمات مزبور را روي ليوان نوشتيم يا بر آب قرآن خوانديم  ،بلور هاي آب زيبا شدند و ما به آن به به و چه چه و صد آفرين ميگوييم و آن را دليلي بر حقانيت دين خودمان دانسته در همه جا جار ميزنيم.

اما هيچ بعيد نيست كه همين ها فردا بيايند بگويند ما روي ليوان نوشتيم"جرج بوش"يا"پاريس هيلتون" يا "فيلم سوپر"يا "صهيونيسم"يا هر زهر مار ديگر و بلور هاي آب به زيبا ترين حد خود رسيدند.حتي زيباتر از لحظه اي كه قرآن بر آب خوانده ميشد!!!!!حتي ممكن است آن آزمايش را در حضور ما انجام دهند و آزمايش جواب مثبت دهد!!!!!!

و آن وقت است كه ما نتوانيم حرفي بزنيم چون حرف اول آنان را پذيرفته بوديم.

آن همسايه ملا اگر زيركي به خرج ميداد و آن ديگ كوچك را از ملا نمي پذيرفت ،فردا مطمئنا شاهد "مردن "ديگش نبود.

اما براي ما ،هنوز دير نشده ؛هنوز اين فيلم آن قدر در ايران پر نشده و آن قدرمقبول جامعه نيافتاده است .از همين الان اعلام كنيم كه ما به "معجزۀ آب" ايمان نداريم و آن را دليلي بر حقانيت دين مبين اسلام نميدانيم. تا فردا نيايند آن چرنديات را بر ما تحميل كنند.

ساده لوح نباشيد

 آنها اگر يك فندق بدهند،يك هندوانه پس ميگيرند.مگر پروفسور ژاپني و استاد دانشگاه اصفهاني پسر خاله ما هستند كه بيايند سنگ ما را بر سينه بزنند و بگويند كه قرآن خوب است و هيتلر بد است و.....

اينها اهداف ديگري را دنبال ميكنند.اول يك چيز عجيب كه به مذاق ما خوش بيايد را ميگويند بعد كه ما آن را قبول كرديم مي آيند يك حرف ديگر كه ما با آن مخالفيم را ميگويند و ما به همان دليل كه اولي را پذيرفتيم دومي را هم به ناچار بايد بپذيريم.

مثلا همين حسن ابطحي كه بازار امام زمان ديدن ها و تشرفاتش ،نقل مجالس شده است.يك روز بيايد به شما بگويد ديروز امام زمان را ديدم او گفت كه من به تو صد هزار تومان بدهم.و شما با خوشحالي آن پول را بگيريد.

و چند روز بعد بيايد بگويد كه  باز ديروز امام زمان را ديدم و ايشان دستور دادند كه توا را اعدام كنم!!!!

آيا شما در اين هنگام ميتوانيد به او بگوييد كه داري دروغ ميگويي؟

مسلما نه.چون اول حرفش را قبول كردي بقيه را هم بايد قبول كني.وقتي پذيرفتي كه آن يارو با امام زمان ديدار دارد بايد بپذيري كه آن يارو حامل حكم اعدامت از طرف امام زمان هم باشد.

زيرك باشيد  هوشيار باشيد  دين اسلام براي اثبات حقانيت خود به "معجزۀ آب"و اين مسخره بازيها احتياج ندارد.چرا كه سر شار است از براهين محكم عقلي.

اگر فكر ميكنيد كه اين اعجاز ها ،اين ماجراهاي عجيب فقط در دين اسلام وجود دارد ،سخت در اشتباه هستيد.

همانطور كه ما ميرويم از بزرگانمان و معصومين،امامزاده ها و علمايمان حاجت ميگيريم اديان ديگر هم به سراغ مقدسات خود رفته،حاجت ميطلبند و در كمال تعجب حاجت شان برآورده هم ميشود!!!!!!

پس ما نمي توانيم بگوييم اسلام خوب است چون مثلا ً حضرت ابالفضل-عليه السلام-فلان كور را بينا كرد و فلان بيمار را شفا داد.چون بودايي هم همين كرامت ها را از بودا ديده است.

من نميگويم«معجزۀ آب»دروغ است يا راست است. اولاً چه بسا كه راست باشد چون مثالهايي كه در شرع مقدس آورده شده از قبيل سورۀ ياسين بر آب خواندن و در كاسۀ آب فلان كلمۀ مقدس را نوشتن و امثال اينها زياد آمده است.

و ثانياً چه بسا تماماً دروغ باشد چون از كارهاي غريب مرتاضان و جادو گران چيز هاي زيادي شنيدم.تا آنجا كه حتي خود بوش هم يك جادو گر و رمال خصوصي دارد.

آيا كسي كه با نگاهش ،قطارِ در حال حركت را نگه ميدارد نميتواند اثر مطلوب خودش را بر بلور هاي آب بگذارد؟

من قصدم از نوشتن اين مطلب اين است كه براي پيش برد اسلام به اين حربه ها نميتوان متوسل شد كه بله ما رفتيم بر آب قرآن خوانديم بلورهاي آب خوشگل شدند.

چون در اين صورت ممكن است چند مشكل پيش آيد .مثلاً آن بودايي هم ممكنست بيايد از اين حرفها سَمبَل كند.و در آزمايش خود موفق  هم شود .و همچنين جا براي درست كردن اراجيف و قصه سر هم كردن و دكان باز كردن آدمهايي مثل حسن ابطحي و سيد ذاكر باز ميشود و در آخر هيچ بعيد نيست كه اين «معجزۀ آب»حيلۀ خود دشمن باشد و وقتي كه ما اين معجزه را پذيرفتيم بگويد ما روي ليوان  آب نوشتيم«خدا نيست»يا «بهشتي در كار نيست» يا «بازيگران هاليوود همگي عاقبت به خير هستند»و بلور هاي آب خيلي خوشگل و نازنازي شدند.

ممكنست شما بگوييد آخر اين آزمايش را در حضور ما انجام خواهد داد و نخواهد توانست كه دغل بازي كند .

من ميگويم اگر يك دانه از آن مرتاضهاي قدرتمند هندي را بياورند ميتوانند به مقصود خود دست پيدا كنند. شما نبايد قدرت ماوراء طبيعي اين مرتاضان را دست كم بگيريد.

در آخر:

دين اسلام و قرآن كريم براي اين كه شخص ايمان به خدا بياورد ميگويند برو به جهان هستي بنگر و از نظم معمولي كه بر اين دنيا حاكم است پي به اين ببر كه اين نظم حتماً يك ناظم هم دارد.نميگويند برو فلان رياضت هاي نا مشروع را بكش و برو معجزه كن وفلان كن تا پي به وجود خدا و حقانيت دين مبين اسلام ببري.

و همچنين اسلام با براهين عقليه و خالي از مغالطات پيش ميرود. نه با تحريك احساسات،نه با اعمال ماوراء طبيعي وامثال اينها.

باز هم ممكن است شما بپرسي پس چرا انبياء بزرگوار ما از معجزه براي اثبات پيامبر بودن خودشان استفاده ميكردند؟

شايد جواب اين باشد كه معجزاتي كه از دست انبياء صادر ميشد،به اصطلاح ما "تابلو"بود كه كار خدايي است و بشر هر اندازه هم كه بر نيروي ماوراء ماده غلبه داشته باشد نميتواند آن كار را انجام دهد. وگرنه اين معجزه نميتوانست دليل بر فرستاده شدن آن نبي از طرف خدا باشد.

در جريان مبارزۀ حضرت موسي و ساحران ميبينيم كه ساحران تا ديدند كه عصاي دست حضرت تبديل به آن هيولاي سهمگين شد همۀ آنان ايمان آوردند و حتي با اينكه فرعون آنان را تهديد به مرگ كرد از ايمان خود دست برنداشتند.چون خودشان ساحر و مسلط به نيروهاي وراي ماده بودند و ميدانستند كه اين نيروي بشري تا چه اندازه ظرفيت دارد،با ديدن معجزۀ حضرت موسي فهميدند اين كار ،كار يك انسان معمولي نيست .

و همچنين قرآن كريم كه معجزۀ جاوداني پيامبر عزيز ما محسوب ميشود طبق ادعاي خودش اگر تمام مخلوقات خدا جمع شوند حتي يك آيه مثل آن را نيز نمي توانند بياورند.

معجزه اين خصوصيت را دارد و اين معجزه هاي خدايي آمدنشان    در موقع مناسب براي اثبات نبوت يك نبي لازم است و اين گونه است كه يك جادوگر نتوانسته  پيامبر شود چون معجزه با سحر و جادو زمين تا آسمان متفاوت است.و فقط هم از دست يك پيامبر صادر ميگردد نه از دست يك پروفسور ژاپني.

در آخراز  نظرات مفيد شما به گرمي استقبال مينمايم.

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلك و العن اعدائهم اجمعين.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 20:39  توسط م.ج.م.ن  |