تبليغاتX
یا امام رضا
اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند جان به قربان تو مولا که حج فقرایی

بسم الله الرحمن الرحيم    

حضرت آيت الله العظمي ميرزا جواد تبريزي                                                           

امروز خبر رحلت جانگداز بزرگ مرجع جهان تشيع حضرت آيت الله العظمي ميرزا جواد تبريزي-قدس سره الشريف- را شنيدم و بسيار آزرده خاطر گشتم نه فقط بخاطر اين داغ بزرگ –كه آن نيز بنوبه خود كمر شكن است-بلكه بخاطر بي تفاوتي همه،از راديو وتلويزيون گرفته تا مردم عادي،فوت اين بزرگ مرد براي خيليها ،حتي براي بعضي از حوزويان هم بي اهميت بود البته از صدا و سيما اين اعمال كثيف بعيد نيست چون صدا و سيما با نشان دادن فيلمهاي شديدا ضد ديني و ضد ايراني و ضد قوميتي ،از جمله با نشان دادن مراسم عروسي كردها ،آنهم در شب عاشورا يا نشان دادن فيلم كثيف و پر از توهين "برره"با زبان بيزباني اين را رسانده كه ما در صدد تخريب تشيع هستيم از ما نخواهيد كه ارزشهاي شما را بالا ببريم.وقتي يك بازيگر مثل "پوپك گلدره"میمیرد كل 7-8 شبكه تلويزيون بسيج ميشود تا از مراسم كفن ودفن او بطور مستقيم گزارش تهيه كنند و با تمام بستگانش مصاحبه كنند كه ملت بفهمند"پوپك جوووووووووووووون"چه موجود نازنيني بوده و ما برويم خودمان را بكشيم كه چنين شخصيت والايي"!!!!!!!!!!!!!!!!!"را از دست داديم .آن وقت هيچ انتظاري از اين تلويزيون و اين "ضرغامي" نيست كه بيايد چنين مرد عظيمي را به ايرانيان معرفي كند . مردم ايران بايد بروند دنبال شناختن اين بازيگر و آن خواننده و آن عنتر و اين مفت خور ..... به آنها چه مربوط است آيت الله تبريزي چه كسي بوده؟آنها بروند "قرمزته آبيته"بكنند و احمقانه توي سر هم بزنند و در اين مرداب جهالت بيش از پيش غرق شوند . در آخر ضمن تسليت به قطب عالم امكان،حضرت حجت ابن الحسن-عجل الله له الفرج و ارواحنا له الفداء-و ضمن عرض تاسف به مردم ايران،نابودي تمام دشمنان شیعه را از خداوند بزرگ خواهانم. اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلك اعدائهم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 14:45  توسط م.ج.م.ن  | 

بسم الله الرحمن الرحيم                                 

داشتم در مورد اهانتهاي صاحب وبلاگ "الله مدد"به مذهب حقه شيعه ميگفتم   از جمله اهانتهايش اين بود كه گفته بود ما شيعيان قائل به وجود تحريف و حذف در لابلاي آيات شريفه قرآن هستيم ومن به اين انسان دروغگو و هتاك ميگويم در ميان تمام نام آوران شيعه ،ازفقيه گرفته تا عارف و فيلسوف ،فقط و فقط يك نفر چنين حرفي را زده و بقيه از دم حرف اورا تكذيب كردند حتي شاگردانش ؛تو اگر غير از قول آن يك نفر ،شخص ديگري يافتي كه چنين حرفي را زده باشد در وبلاگت ذكر كن ،وگرنه دهانت را ببند.واما اينكه گفتي شيعيان قائل به اينند كه جبرئيل امين در آوردن قران، به خدا خيانت كرده و بجاي آنكه قرآن را بر امير المؤمنين حضرت علي-عليه السلام-نازل كند بر پيامبر نازل كرده،به جرات ميگويم اين يك افترا و تهمت بزرگ است و اصلا چنين چيزي وجود خارجي ندارد .هيچكدام از مفاخر شيعيان اين ادعا را نكرده و مقام حضرت علي را از پيامبر پايينتر ميدانند.اگر دور،دور تهمت بستن و هذيان گويي باشد،من هم بلدم. اما ميخواهم با دليل عقلي و منطقي جوابش را بدهم.گفته بود كلمه "مولا"در حديث شريف"من كنت مولاه فعلي مولاه" كه در روز مبارك غدير از دهان مبارك حضرت پيامبر خارج شده –و الحق سند خوبي براي اثبات ولايت حضرت علي است-چندين معني ميدهد و معلوم نيست كه منظور پيامبر از فرمودن لفظ "مولا"معني سرور و آقا بدهد و شايد بمعني دوست و يار باشد  من اينگونه جواب ميدهم:به چندين فرهنگ لغت كه مراجعه كرده و معني " و ل ي " را جويا شدم يا اصلا معني دوست را در مقابل لفظ"مولا"ننوشته بودند ،يا بعنوان معني دوم نوشته بودند. حتي ابن اثير سني در نهايه جلد 5 صفحه 228 در ذيل همين حديث شريف بنقل از شافعي مينويسد:اين حديث بدين معني است كه كافرين مولايي ندارند و بعد از آن مينويسد مولا يعني معتق يعني  صاحب اختيار و سلطان؛ وراغب اصفهاني در مفردات صفحه 887 بر همين عقيده است .كه او نيز سني است. جواب دوم: پيامبري كه طبق نص قرآن كريم هيچ قول و فعل بيهوده اي از او صادر نمي گردد ،آيا معقول است كه در آن گرماي كشنده بيابان حجاز ،هزاران نفر را در زير آفتاب نگهدارد و بگويد هركس من دوستش هستم علي-عليه السلام- نيز دوست اوست؟ آيا حتي براي اقامه نماز-كه ستون دين است-اينگونه مردم را زير آفتاب سوزان نگهداشته است؟ صرف نظر از اين همه اشكال ،جمله اي كه پيامبر در ابتداي خطبه فرمود:"الست اولي بانفسكم؟"در اينجا ميخواهيد اولويت را چگونه معني كنيد؟كه معني "سلطان و سرور و آقا"از كلمه"مولا"با اين فراز تاكيد ميشود.شما اگر قبول نداريد "مولا"بمعني"آقا و سرور" است،پس چرا ايشان را بعنوان خليفه و جانشين پيامبر قبول داريد؟ اشكال بعدي :اصلا گيريم كه كلمه"مولا"در آن حديث شريف بمعني دوست است آيا پيامبر حتي يك كلمه در مدح عمر و ابو بكر و عثمان فرمايشي فرموده است؟  اگر فكر ميكني آيه غار در مدح ابوبكر است ،جوابت را بعدا خواهم داد.اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلك اعدائهم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 15:40  توسط م.ج.م.ن  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت همه عاشقان و مريدان اهل بيت –عليهم السلام-سلام عرض ميكنم در بحث قبلي مطالبي مطرح شد در رابطه با اعتراض به توهينهاي صاحب وبلاگ "الله مدد"كه يك سني ناصبی است به مذهب حقه شيعه   عرض شد كه او تعدادي از فرازهاي عقايد ما شيعيان را به سخره گرفته و آنها را "خنده دار" خوانده است كه يكي از آن مطالب را من با ذكر منابع سني اثبات كردم كه واقعيت دارد   مطلب دوم كه ميخواهم از آن دفاع كنم اينست كه چرا شيعيان به بعضي از همسران پيامبر توهين ميكنند جواب اينستكه ما آياتي از قرآن داريم كه بعضي از همسران پيامبر را با لفظي تهكم آميزمورد توبيخ و دستور قرار ميدهد:زينتهاي جاهلي خود را آشكار نكنيد ،نماز بخوانيد،روزه بگيريد،آيا معقول است شخصي به انساني كه مثلاهيچ وقت نمازش ترك نميشود بگويد :نماز بخوان؟! خوب او كه نماز ميخواند امر من به خواندن نماز به او تحصيل حاصل و محال است  پس معلوم است آن شخص در نماز خواندن و بقيه آن كارها سهل انگاري ميكند كه خدا وند به شخص انها ميفرمايد:نماز بخوانيد و...    واينكه قرآن آنان را "ام المؤمنين"ناميده صرفا بدين معني است كه پس از پيامبر كسي نميتواند با آنان ازدواج كند همانطور كه شخص با مادرش   نميتواند ازدواج كند نه بدين معني كه آنان معصومند و هر كاري كه دلش بخواهد ميتواند انجام دهد  دليلش اينستكه قرآن آنان را مورد عتاب قرار داده است . دليل ديگر اينستكه هيچ كس ایستادن عايشه در مقابل امير المؤمنين در جنگ جمل را نميتواند انكاركند اگر شما حضرت علي را قبول داريد نبايد به عايشه علاقه داشته باشيد  و اگر طرفدار عايشه هستيد خيلي اشتباه ميكنيد كه ميگوييد حضرت علي خليفه ماست  يا اين يا آن هردورا با هم نميتوانيد قبول داشته باشيد

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 15:49  توسط م.ج.م.ن  | 

بسم الله الرحمن الرحيم اين اولين مطلبي است كه در اين وبلاگ مينويسم من م.ج.م.ن متولد 10 آبان 1363 در شهر مقدس قم هستم وهدفم از ايجاد اين وبلاگ دفاع از اركان مقدس مذهب غني تشيع است و مبارزه اينترنتي با هر كسي كه دارد به شيعه ضربه ميزند از خداوند متعال وحضرت رسول اكرم .خانم صديقه طاهره و12 امام بزرگوار و شريف_روحي لهم الفداء_عاجزانه خواهانم تا اين حقير را در اين امر مهم ياري بفرمايند. عرض به حضور انور شما كه بنده با اين سابقه وبلاگ گردي ام هنوز وبلاگي كه نويسنده آن شيعه باشد و مطالبي از اين دست مطالب مورد نظر خودم نيافتم (البته مطمئنم كه هست منتهي من هنوز نيافته ام)همه انهاييكه ديدم يا از افراطيهايي مثل سيد ذاكر و هلالي ميپردازند و كارهاي غير قابل توجيه انها را توجيه ميكنند و…ويا به طرفداري بيهوده از بي دينهايي مثل خواننده ها و بازيگر ها ميپردازند ويا وبلاگشان پر است از جوك و اس ام اس و چرت وپرت اما وبلاگ سني هارا كه ديدم آنها را توجيه كننده اعمال ابوبكر و عمر و عثمان وطعنه زن به ما شيعيان يافتم براستي چرا بايد اينگونه باشد؟چرا ما شيعيان اين قدر غافليم و آنها آنقدر آگاه؟بفرموده مولي الموحدين امير بزرگوارمان علي ابن ابيطالب _روحي له الفداء_خطاب به كوفيان نامرد:آنها(شاميان)بر باطل خود استوارند و شما بر حق خود متزلزل براستي چرا بايد اينگونه باشد؟ كمي بخود بياييم از اين فرصت طلايي كه خداوند در اختيار ما گذاشته است تا بتوانيم حرف خود را بگوش جهانيان برسانيم استفاده كنيم . مطلب اول: چند روز پيش به وبلاگي بنام "الله مدد"برخورد كردم كه نويسنده آن يك سنی بود وديدم آن شخص بسيار بي اطلاع است(اساسا سني ها دوست دارند مثل كبك سرشان را داخل برف فرو ببرند و حقيقت را نبينند دايي من يك زماني در گمرك بازرگان كار ميكرد او گفت يكبار به چند طلبه سني اهل ازبكستان برخوردم كه قصد داشتند از راه ايران به كشورشان بروند باب گفتگو با آنها را باز كردم و از تاريخ از آنها پرسيدم جواب دادند ما خواندن تاريخ را حرام ميدانيم ببينيد بخاطر اينكه با شبهات تاريخي مواجه نشوند و تقدس عمر بجهت ديدن كارهاي خلاف نص صريح قرآن و پيامبر او نشكند بيكباره گفتند آقا تاريخ نخوانيد تاريخ بد است تاريخ اه است بعبارت روشنتر تاريخ براي ما پشت پرده ها را نمايان ميكند و ما دوست نداريم آن چيز ها را بشنويم و از اين تقدس مجازي كه براي خود ساخته ايم خارج شويم وحال اينكه ما حديثي داريم بدين شرح كه "حرام محمد حرام الي يوم القيامه و حلاله حلال الي يوم القيامه"اگر سني ها اين حديث را قبول ندارند پس اصلا چرا فقه دارند ؟ هر كسي بيايد براي خودش فتوي صادر كند ديگر چكار داري پيامبر چه فرموده؟ و اگر قبول دارند بايد از پيامبر اعظم يا جانشينان برحقش كه فقط شيعيان قبول دارند حديثي بياورند مبني بر اينكه آقا تاريخ(و يا ازدواج موقت) حرامست كه ما نه تنها چنين حديثي نداريم بلكه امير المؤمنين در وصيتي به امام حسن عليه السلام خواندن تاريخ را تاكيد مينمايد )اين آقا حتي نرفته صحيح مسلم و بخاري را بخواند تا ببيند آن حرفهايي كه ما ميزنيم و او آنها را "خنده دار" خوانده خيليهايشان در اين دو كتاب موجود است مثلا جريان اهانت عمر به پيامبرهنگام رحلت حضرت رسول كه پيامبر قلم و دواتي براي نوشتن خواست و عمر گفت اين كاررا نكنيد پيامبر_العياذ بالله_هذيان ميگويد در اين دو كتاب موجود است حالا من آدرس به شما ميدهم تا حق انكار نداشته باشي: صحيح بخاري كتاب العلم باب كتابت العلم حديث 114 در چاپ دار ابن الحزم بيروت كه يك جلدي است صفحه 30 وهمچنين كتاب المرضي و الطب باب قول المريض:قوموا عني حديث5669 در همان چاپ صفحه1073 ودر چاپي ديگر جلد اول باب العلم و جلد چهارم باب قول المريض….. و در صحيح مسلم كتاب الوصيت باب پنجم :باب ترك الوصيت لمن ليس له شيئ يوصي فيه حديث 1634(21) و1634(22) درچاپ دار ابن الحزم بيروت و در چاپي ديگر جلد5 صفحه76 و همچنين در نهج البلاغه ابن ابي الحديد از دوره 4 جلدي جلد 2 صفحه 20 چاپ دار احياء التراث العربي بيروت و مسند احمد حنبل جلد 1 صفحه 325 در تمام اينها اهانت عمر به شخص حضرت رسول عنوان شده است مگر اينكه شما هم تاريخ را حرام بداني يا اين مطالب از آن نسخه هاييكه بدستت ميرسد سانسور شده باشد وحال اينكه طبق نص قرآن كريم آن بزرگوار "ما ينطق عن الهوي"آن حضرت هيچگاه از روي هوي و هوس و دلبخواهي سخني نمي فرمايند عكس العمل شما از چند حال خارج نخواهد بود 1- يا وقوع چنين واقعه اي را انكاركني كه من با ذكر چندين سند مورد اعتماد شما سني ها اين حرفت را رد كردم 2- يا در صدد توجيه عمل او در بيايي كه من با ذكر آيه شريفه اين را نيز رد نمودم 3- ويا اينكه كم آورده شروع به ناسزا گفتن كني كه اين تنها گزينه است براي تو كما اينكه از قلمت فهميدم

ما شيعيان با شما كاري نداشتيم اما شما هميشه به عقايد ما تو هين ميكرديد و ما را مشرك ميناميديد و زن و بچه بيگناه مارا ميكشتيد همانطور كه از جنايات و وحشيگريهاي القاعده در عراق طالبان در افغانستان و سپاه صحابه در پاكستان مردم دنيا مشاهده كردند ما اگر افرادي را مشرك بناميم فقط با خودشان كار داريم نه با زن و بچه شان و اگر بخواهيم اعدامشان كنيم دارشان ميزنيم نه اينكه مثل وحشيهاي بربري جنگلي كه نوشابه شان خون شيعيان است در مقابل دوربين فيلمبرداري سرشان را ببريم و درحين بريدن وحشيانه سرش تكبير و تهليل بگوييم اولا خيلي غلط ميكند كسي كه بما ميگويد مشرك زيراطبق نص خداوند در قرآن ما حق نداريم كسانيراكه كفتند"لااله الاالله"را مشرك بناميم ثانيا زنها و بچه ها چه گناهي كرده اند كه بايد كشته شوند؟ 

من قصد توهین به برادران اهل تسنن را ندارم فقط میگویم هیچکس حق ندارد به ما "مشرک"بگوید 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 12:20  توسط م.ج.م.ن  |